عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

418

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

عادت تو در عشق به اين ديار ( يا عشق به آن محبوبه « 6 » ) همانند خوى تو پيش از او در دوستى ام الحويرث و همسايه او ام رباب در « ماسل « 7 » » است . 38 - و غولا قفرة . . . ص 65 و آن دو غول بيابان كه نر و ماده‌اند گويى بر آنها تكه‌هايى از پوشش بجاد ( پارچه راه‌راه ) است . 39 - الحرب غول . . . ص 65 جنگ همچون غول يا چيزى شبيه غول است و به سبب انتقام و خونخواهى ، درون پلك چشمى را واژگون مىكند كه سرمه نشده است . 40 - تلاعب مثنى . . . ص 65 آن ناقه با افسارى حضر موتى ( از سرزمين حضر موت ) بازى مىكند كه گويى آن افسار ، پيچش مار در ميان بيابان در بوته زار خشك است . 41 - 42 للجن بالليل . . . ص 66 مر جنّيان را شباهنگام در اطراف آن بيابان ساز و آوازى همچون هم‌صدايى گياه عيشوم در روز وزش باد است . مر آن جنّيان را آنجا و اينجا و از اينجا و از جوانب راست و چپ در آن بيابان پيچ‌پچى است . 43 - و كم عرست . . . ص 66 و چه بسيار آن شتر پس از سير شبانه در اواخر شب در استراحتگاه فرودآمد ، استراحتگاهى كه در آن از سخن جنّيان ، صحبت شب‌نشينان تحقق يافته بود . ( صداى آنها مانند صداى همدمان شب بود )

--> ( 6 ) - آنچه از برخى از شروح بر مىآيد ضمير « قبلها » در كدأبك من ام الحويرث قبلها عائد به محبوبه شاعر غير از ام الحويرث و ام رباب است ( رك : شرح المعلقات زوزنى ، ص 3 ) ولى چنان كه ملاحظه مىشود مؤلّف الجمان ضمير قبلها را به ديار راجع مىداند . - م . ( 7 ) - ماسل به فتح سين نام كوهى است و مأسل به كسره سين نام سرچشمه آبى است و روايت بيت به فتح سين است . شرح المعلقات السبع ، همان مرجع ، فوق ص 14 . - م .